خورشید برای من غروب کرد،

حالا خودم هستم و

خودم

بی تعلق...

خدایا برای هر چه تو میدانی و من نمیدانم شکر!

 

 

پ.ن1: عبور این تیک تاک ها تمام وجودم و پر می کنه از خاطرات تلخ و شیرینی که همگی دست به دست هم دادن تا بهم بفهمونن که یک عمر گذشت...وقت رفتن است!!

پ.ن2: دیگر هیچ پرسشی از تو را، پاسخ نخواهم داد...!

 

+ تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/۱٩ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ نويسنده ققنوس نظرات ()