خیلی وقت ها به مرگ فکر میکنم...

مدام...

این روزها بیشتر...

همونطور که راه های متفاوتی برای زنده موندن هست

راه های متفاوتی هم برای مردن هست...

 

 

بعضی وقت ها هیچ چیزی وجود نداره تا آدم رو برانگیخته کنه واسه ادامه زندگی و اونجاست که میتونی مرگ رو به راحتی بپذیری.

 

روحم دارد میترکد...

پر و خالی می شود...

سرد و گرم...

در هراسم که هر لحظه ازتغییر شرایط بترکد و دیگر نتوانم تکه هایش را به هم بچسبانم...

و اما بیشتر سرد می شود تا گرم...

 

 

+ تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٢٩ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ نويسنده ققنوس نظرات ()