نبسته ام به کس دل،

نبسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج،

رها رها رها من

زمن هر آنکه او دور،

چو دل به سینه نزدیک

به من هر آنکه نزدیک

از او جدا جدا من

نه چشم دل به سویی،

نه باده در سبویی

که تر کنم گلویی،

به یاد آشنا من

ستاره ها نهفتم در آسمان ابری

دلم گرفته ای دوست،

هوای گریه با من

هوای گریه با من....

 

پ.ن: اینجا بارانی ست آنجا را نمی دانم؟! اینجا دلی پریشان است آنجا را...؟؟

+ تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/٤ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ نويسنده ققنوس نظرات ()