کاش ماهی بودم
با حافظه‌ای در حد یک دقیقه

کاش سنگ بودم
با قلبی که هیچی نمیتونست نرمش کنه

کاش پرنده بودم
با بالهایی که منو میبرد خیلی دور

کاش جاده بودم
با تن زخمی اما مغرور و همیشه تنها

کاش بارون بودم
با قطره‌هایی که اول از همه خودم رو می‌شست

کاش درخت بودم
با دستهایی که همیشه کشیده شده به سوی خدا

کاش موسیقی بودم
با یه ریتم آرامش‌بخش و خلسه‌آور

کاش رودخونه بودم
جاری و رها

کاش برگ بودم
با عمر کمتر از یکسال

و گاهی کاش... اصلاً نبودم... بی حجم،

بی شکل و شاید هیچ

پ.ن: از پیام های تسلیت و همراهی و همدلی همه دوستای خوبم ممنونم امیدوارم لایق باشم و تو شادیها همراهیتون کنم.

+ تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/٢۳ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ نويسنده ققنوس نظرات ()