امشب یک نفره

تو این هوای دونفره کلی قدم زدم

جای تو خالی

زیر بارون     

                                                             10/10/88

به یاد تو آنقدر قدم زدم که سر سوزنی از لباسم خشک نماند ؛ به یاد تو هدفون در گوش چپاندم و به موسیقی گوش کردم به ترانه هایی که یادگار توئه ؛ به یاد تو در زیر باران خواندم؛ سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی/ شاید امشب سوزش این اشکها را کم کنی/ آه باران من سراپای وجودم آتش است/ پس بزن باران بزن باران، شاید تو خاموشم کنی ....؛ به یاد تو صورتم را  رو به آسمان گرفتم و منتظر شدم آن را بشوید ؛ به یاد تو جفت پا در حوضچه کوچک آبی که درست شده بود پریدم ؛ به یاد تو به همه رهگذرایی که با تعجب بهم خیره میشدن لبخند تمسخرآمیز زدم ؛ به یاد تو ، به یاد تو ، به یاد تو در زیر باران قدم زدم شاید لحظه ای بیایی... چرا نمی فهمی منو دیگه خستم دیگه نمی تونم، دیگه بودن و موندن تنهایی رو دوست ندارم دستامو بگیر میخوام بیام کنارت...

 

گفتی افسانه میشویم و رفتی

در تمامی افسانه ها

مسافران خسته در یک غروب بارانی با هق هقی از سر دلتنگی بازگشتند

در داستان من

غروب هم شد

باران هم آمد

گریه هم کردم

پس چرا نیامدی؟؟؟

/ 69 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هیس!

سلام دوست خوبم .ممنون که به وبخونه من سر زدید حتما لینکتون می کنم .خوندمتون زیبا وبا احساس بود مثل همیشه .[گل][خداحافظ]

سایلنت فریاد

سلام دوست خوبم .دوباره اومدم شرمنده من آدرس اشتباه دادم البته اون آدرس واسه وب دیگمه به هر حال اگر دوست داشتید سر بزنید.[خجالت][خداحافظ]

یه نیمه جون زخمی

سلام عزیزم غصه نخور به خدا توکل کن زیاد هم نرو زیر بارون میمیری از دستت راحت میشیما!!!! [گریه][گریه][گریه] این گریها به خاطر تو نیستا... واسه خودم دارم گریه میکنم...[نگران]

ساحل

سپیده کجایییییییییییییییییییییییییییییییییییییی من بهت نیاز دارم ولی تو چرا نیستییییییییییییییییییییییییییییییی[گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]

سپیده

دختر مهربون دوست نازنین من به هیچ وجه از تو ناراحت نیستم فقط نگرانت شدم میفهمم امیدوارم حالت بهتر بشه عزیزم مراقب خودت باش [گل]

محمد رضا(ابراهیمیان)

سلام بر ققنوس شماره 2 چطوری؟ بابا حالا ما یه چیزی گفتیم چرا ناراحت شدی و دیکه کانکت نمیشی؟ اصلا ققنوس خودت باش و من همون محمد رضا میمونم. خوب شد؟حالا بیا[گل]