به یادش گریه کردن ها.....
به عکسش خیره گشتن ها ....
به خوابش خواب دیدن ها ......
ز رویش بوسه چیدن ها ........ز خواب اما پریدن ها ....

خداحافظ به دنبالش دویدن ها .....
رسیدن ها .........
در آغوشش کشیدن ها ....
خداحافظ به دور از چشم بد بین ها ......
برای بوسه ای تردید کردن ها ......
 به وقت باز گشتن ها ....به هنگام جداییها ....

خداحافظ ... شنیدن ها ....
به تلخی خنده کردن ها .....به کنجی گریه کردن ها ....
تمام لحظه ها را دوره کردن ها .....
برای بار دیگر دیدنش ... غمگین نشستن ها ....

خداحافظ ....

ز شوقش راه را هموار کردن ها ....ولی او را ندیدن ها .....

سلام اما ...

به دل کندن .....
ولی در انتظارش باز ماندن ها ........
اگر آمد ....در آغوشش کشیدن ها ....
به دور از چشم بد بین ها .....

خداحافظ.....
 

خداحافظ سرودن ها ........

/ 31 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تی تی

سلام خیلی این شعر خداحافظ قشنگ بود [گل]

محمد(سلام بر زندگی)

غروب شكل درختان بی ثمر می شد و سهم سايه از اين شهر بيشتر می شد كشيده بود كسی روح سبز جنگل را كه داشت قسمت بی رحمی تبر می شد تمام حرمت اين شهر رد مردی بود كه هر شب از دل این کوچه رهگذر می شد خبر دهان به دهان گشت مرد راهی شد همان كه عمق وجودش پراز سفر می شد ... شبانه هاي تو در باد شعله ور بودند شبی كه حرف تو با چاه مختصر می شد مهدی میر آقایی[گل]

مهسا

"زندگی کن و لبخند بزن بخاطر آنهایی که با لبخندت زندگی می کنند" [لبخند][ماچ]

Amirreza Zobeiri

سلام من برایه مطلب بالا نتونستم وارد بشم که پیغام بذارم پس اینجا مینویسم چرا اینقدر غمناک، باید قوی بود و امیدوار[لبخند]

رویا

سلام ببخشید که این قدر دیر اومدم وبلاگ قشنگی داری خوش حال میشم لینکتون کنم[گل]

رویا

بازم سلام باید به خاطر یه چیزی ازتون عذر بخوام آخه آدرس وبلاگم رو اشتباه گذاشتم [خجالت]