یاد تو

حالا فقط
آیینه یاد تو را زنده می کند

که در خود تو را می بینم!!

 

 

 

/ 34 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرامش

شور و حال عاشقی چه هوایی دارد ... ! من به خوشنودی خود می نگرم و به اینکه نفس عشق چه حالی دارد؟ و به اینکه تو چرا با همه ی شوق مرا می خوانی و به یک قهر مرا می رانی؟! من به یکرنگی این آیینه ها مشکوکم چون کلافی پر از گمراهی ... چون مترسک پر از ویرانی مرا مثل یک هیچ نمایان کردند من در اینجا نفسم تنگ شدست بس که گردا گردم دیوار است گر نبودی اینجا ... گر دلت با دل من ساده و یگرنگ نبود بی گمان غصه مرا می دزدید می سپردم به خزان ... در دو دستان توانای خزان می مردم بی تو روح سر گردان است ... دلم در تپش و در شور است با تو اما شادم ... تو شبیه بادی ... من شبیه بادبادک تا تو هستی .... هستم ... بی تو اما ورقی کاغذ و هیچ ... [گل][گل]

نمستان

سلام وب جالبي داري خوشحال ميشم به وب منم سر بزني و نظرت رو در مورد شعرام بگي.. شعرت زيبا بود..باي[گل]

Amirreza Zobeiri

امیدوارم آینه جاشو به شیشه بده که بجای تصویر و یاد یار، خود یار را ببینید.[گل]

شراره آتیش

خیلی وبلاگت قشنگه...آخ یادم رفت سلام کنم[قلب]سلام. گویند خدا همیشه با ماست ای غم نکند خدا تو باشی...[ناراحت]

سایه تنهایی

سلام وب نازی داری تبریک. اما حواست به بالا سریت باشه و هیچ وقت احساس تنهایی نکن که او همیشه با ماست. اگر مایل به تبادل لینگ بودی با نام دل بی تاب لینگم کن بعد خبر بده تا لینگت کنم. موفق باشی. [گل][گل]